
ساخت و بهينه سازي لوازم الکترونیک gilmal.ir
دانلود مجموعه كتابهاي رسول ارونقي كرماني به صورت يكجا :
شامل27 فايل (كتاب) در يك فايل زيپ به نام 41575_1597291936.zip و حجم 554.05 MB و فايل زيپ دوم شامل چند پاورقي مجله ميباشد.
ليست كتابهابه شرح ذيل است:
1- آواره
2- بابا نان داد
3- دلهره
4- دختر شاليزار
5- امشب دختري ميميرد
6- عشق دلقك
7- فرزندان شيطان
8- گلين
9- گلايل وحشي
10- گريز پا
11- كفش پاشنه بلند
12- خاطرخواه
13- خروس چهل تاج
14- مرده ها برهنه ميخوابند 1و2
15- نفرين
16- سالهاي شتاب
17- شب و هوس
18- شبي كه سحر نداشت 1و2
19- شهر باران 1و2
20- شيطان در ميزند
21- يك آدمكش اجاره داده ميشود
22- زندگي قصه ميسازد
23- زورق طلائي
رسول در سال ۱۳۰۹ و در شهر کرمان، از پدری اهل ارونق آذربایجان و مادری کرمانی بهدنیا آمده و نام فامیلی خود را به خاطر تجلیل از این دو استان کشور برگزیده است. او کودکی را در تبریز و جوانی را در تهران گذراند و پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد. او در ۳۰ مهر ۱۳۹۶ در آمریکا درگذشت.
ارونقی کرمانی کار مطبوعاتی خود را در سن ۲۲ سالگی با خبرنگاری و روزنامهنگاری در روزنامه اطلاعات آغاز کرد و تا پایان فعالیت حرفهایاش همانجا ماند. او پس از مدتی به سمت سردبیری مجله اطلاعات هفتگی منصوب شد و ۱۳ سال سردبیری این نشریه را بر عهده داشت.دورهٔ سردبیری ارونقی کرمانی در اطلاعات هفتگی را دورهای «موفق» و «پرتیراژ» دانستهاند.از ارونقی کرمانی آثار بسیاری به صورت پاورقی یا در قالب کتاب مستقل منتشر شدهاست.
ارونقی کرمانی آدمی بود فوقالعاده باذوق و مبتکر و با شمّ قوی، سازنده تیراژ و مسلّط به ذوق مردم. او از همان آغاز کارش بهعنوان سردبیر موقت توانسته بود فقط با اتکاء به شمّ قوی و ذوق سرشاری که در حرفهٔ روزنامهنگاری داشت فروش مجلّه را بالا ببرد. طوری که همواره جزو دو سه مجلهٔ اول از نظر تیراژ در کشورمان باشد، همین پیروزی موجب شد عباس مسعودی مدیر و بنیانگذار مؤسسهٔ اطلاعات که به موفقیّت نشریاتش بسیار اهمّیّت میداد او را در پُست سردبیری این مجله (اطلاعات هفتگی) نگه دارد، عنوانی که تا پایان سال ۵۷ و قبل از مهاجرتش به آمریکا از آنِ او بود.
محبوبیت آثار ارونقی کرمانی به گونهای بود که اقتباس سینمایی از آثار او میتوانست تضمینکنندهٔ فروش فیلم در گیشه باشد، به همین علت در دههٔ ۵۰ از داستانهای او چندین اقتباس سینمایی صورت گرفتهاست. از جملهٔ این اقتباسها میتوان به «امشب دختری میمیرد» (۱۳۴۸) ساخته مصطفی عالمیان و «خاطرخواه» (۱۳۵۱) ساخته امیر شروان اشاره کرد.
از جمله آثار این نویسنده میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
«فرزندان شیطان» رمانی بلند با موضوع اعتیاد به هرویین است. شخصیت اصلی و در واقع ضد قهرمان کتاب، جوانی از یک خانواده متوسطِ سالمِ شهری است که طی رویدادهایی که خود مقصر اصلی آن است، به دام اعتیاد گرفتار میشود. او برای تأمین مخارج اعتیاد، به دزدی از اعضای خانواده دست میزند. کمکم از دلهدزدی عبور میکند و زیورآلات تنها خواهرش را میدزدد و خرج اعتیادش میکند. او وقتی دیگر چیزی در خانه برای دزدیدن نمییابد، پساندازها و پولهای توجیبی خواهرش را هم بهعنوان قرض از او میگیرد. نهایتاً وقتی خواهرش دیگر پولی ندارد که به او قرض بدهد، حاضر میشود طلاهایش را در اختیار او بگذارد و تازه آنجا است که از به سرقت رفتن طلاهایش مطلع میشود. جوان معتاد مجبور میشود پیش خواهرش به اعتیاد و سرقت طلاهای او اعتراف کند و میگوید که هرچه خود داشته، پولهایی که از او به بهانههای واهی و دروغگویی و دوز و کلک گرفته و پولی که از فروش طلاها به دست آورده، همه را به مصرف خرید هرویین رساندهاست. خواهر که هیچ ایده و شناخت درستی از اعتیاد ندارد، با دلسوزی میگوید که: چرا دزدی! من تو را از همه دنیا بیشتر دوست دارم. اگر میگفتی، خودم همه طلاها را به تو میدادم و بعد دو، سه قطعه طلای دیگری را هم که از چشم برادرش پنهان مانده به او میدهد. پایان داستان به این شکل است که اعتیاد، آن جوان معتاد را به دیوی تبدیل میکند که با نقشه قبلی خواهر خود را، که برادرش را بیشتر از جان دوست دارد، به دام اعتیاد میکشاند. وقتی کار اعتیاد خواهرش بالا میگیرد، هر دو از خانه بیرون میزنند و او را وسیله کسب درآمد برای رهایی از خماری و رسیدن به نشئگی و خلسه قرار میدهد.
داستان عشق جوان دلدادهای به نام «سیروس» که تنها فرزند خانوادهٔ اسم و رسم داری است که عاشق یک زن روسپی شده و با وی ازدواج میکند.
داستان «امشب دختری میمیرد» را مهمترین داستان ارونقی کرمانی میدانند. این اثر در زمان انتشار، بسیار جریانساز شد، بهگونهای که نویسندگان بسیاری به تقلید از آن روی آوردند.خلاصهٔ داستان چنین است که: «همایون» که خبرنگار روزنامه است بهطور اتفاقی دفتر خاطرات دختری با نام «پروین» را مییابد که در صفحهای از آن اشاره به قصد خودکشی او شدهاست. همایون روز بعد در مصاحبهٔ مطبوعاتی پدر دختر، «جمشید تهرانی» که برای تشریح سفر مهمش صورت گرفته شرکت میکند و بدین ترتیب با پروین و نامادری او «فیروزه» آشنا میشود. همایون کمکم درمییابد پروین از رابطهٔ مخفی نامزدش خسرو و نامادریش رنج میبرد و یارای گفتن این مطلب را به پدرش ندارد. همایون سعی میکند پروین را یاری دهد که در وهلهٔ اول موفق نمیشود. سرانجام همایون موفق میشود که او را به ادامهٔ زندگی امیدوار سازد.
در این داستان، «قیزل قیز» دختری است با موهایی به رنگ طلا که پسر داروغهٔ شهر تبریز عاشقش میشود. پدر دختر که از تجار تبریز است، برای فرار ازاین ازدواج، با قیزل قیز و دایهاش راهی کربلا میشوند. در راه، مردی، غلام سیاهی را به نام «ببر» به او میبخشد. قیزل قیز عاشق ببر میشود و ببر هم به آن دختر، دل میبازد. پس از بازگشت از سفر پدر قیزل قیز تصمیم میگیرد او را به عقد ببر دربیاورد. داروغه پس از اطلاع از این موضوع، توطئهای میچیند و ببر را دستگیر میکند و در پی آن، اتفاقاتی رخ میدهد که برای همیشه زندگی قیزل قیز و ببر را تحت تأثیر قرار میدهد.
در این داستان، تاجرزادهای، عاشق دختری شده با او ازدواج میکند، اما به علت این که آن دو صاحب فرزند نمیشوند، به اصرار خانواده از هم جدا میشوند، بعد از آن، دختر با مرد دیگری ازدواج میکند؛ اما چون تاجرزاده هم چنان دختر را دوست دارد، او را میرباید و…
در سال ۱۳۸۴، دو کتاب «بابا نان داد» و «شبی که سحر نداشت» توسط انتشارت اشراقی و انتشارات فرادیدنگار و انتشارات بدرقه جاویدان برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی با نام واقعی او بازنشر شد.پیش از این تاریخ، ارونقی کرمانی آثار خود را با نامهای مستعار «م - خورشید» و «الف - خورشید» در ایران پسا انقلاب منتشر میساخت.
اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا